| دلم برای مدرسه تنگ شده
برای اون روزایی که بزرگترین دغدغه ام این بود که چرا به جای ۲۰ شدم ۷۵/۱۹
دلم برای بنفشه و نرجس اون روزا تنگ شده
دلم برای شیمی و فیزیک و حسابان تنگ شده
دلم برای شاگرد اول بودن تنگ شده
دلم برای اون پل تنگ شده
دلم برای کوچه ی پر از عطر غذا تنگ شده
دلم برای مامانم تنگ شده
................................................دلم برای خودم خیلی تنگ شده....
خیلی بده که روی استوانه متحرک در حال دویدن باشی
چون نتیجه اش هرگز نرسیدنه....
این ۸/۸/۱۳۸۸ هم اومد و رفت مثل همه روزهای تکراری دیروز
همه تو فکر ارشدن من...
امیدوارم اونایی که لایقن قبول بشن هر چند اینجا لیاقتو هر کی یه جور تعریف میکنه و
هر چند مدرک و سایر چیزا برچسبه...اما اینا یه جورایی ناجور اجباریه تا داخل آدم به حساب بیای
داخل پرانتز مخصوصا اگر پول نداشته باشی به علاوه ....
|